کچل کفتر باز

آنکس که به دست وام دارد

در بورس دو صد سهام دارد

اوقات فراغتش زیاد است

ده دیش به پشت بام دارد

همواره سری درون سایتِ

سه نقطه و دات کام دارد!

بر دیدن فیلم‌های سیما

البته هم التزام دارد

گه محو جوانی زلیخاست

گه کف به لب از قطام دارد!

ویلای فراخ! در لواسان

که مرغ و خروس و دام دارد

کابینت MDF ندارد

اما سند بنام دارد

آنجا همه روزه با نگارَش

دیم دارم دارادام دارام دارد

ده مدرک دکترا و ارشد

از کالج داش غلام! دارد

از بس‌که لیاقتش زیاد است

چندین پُست و مقام دارد

حاجت به بیان نباشد البت

کاین پست علَی‌الدوام دارد

خسته شده بسکه رفته عُمره

 عزم سفر سیام دارد

خود از اثرات اسکناس است

گر حرمت و احترام دارد

نه لنگی عواید حلال است

نه وحشتی از حرام دارد

این شخص شخیص اگرچه طشتی

افتاده ز روی بام دارد

با این همه باز اعتباری

در قاطبه نظام دارد

از خیل خواص بودنش را

از صدقه سر عوام دارد

از لطف خدا به اهل فقر است

این ملک اگر قوام دارد

خوانند? خوب حال کردی

شعرم چقدَر پیام دارد؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 17:26  توسط کچل کفتر باز | 

كاترين اشتون رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا روز جمعه گذشته در نامه اي رسمي به سفير ايران در بروكسل خواستار مذاكره با ايران شد. متن نامه خانوم اشتون به شرح زير است : محمود عزيزتر از جان ، سلام . اميدوارم حالت خوب باشد. اگر جوياي حال ما هستي ، حالمان گرفته است . آنهم فقط از غم فراغ تو. محمود عزيز چه شبهايي كه از غم دوري تو تا صبح چون شمعي سوختم ( البته تعجب نكن ، شمعش داراي انرژي هسته اي بود كه تا صبح دوام ميآورد ) ، چه روزهايي به عشق ديدار تو چشم بر ساحل مديترانه دوختم كه شايد باد ، شميمي از آن تن خوشبو را سمت من آورد تا سرمست به خانه باز گردم. روزي كه ميبينم نفت را بشكه بشكه و سخاوتمندانه در بين فقراي غزه و لبنان و چين و روسيه و ونزوئلا و كومور و هزاران هزار از ممالك بدبخت بيچاره دنيا پخش ميكني اشك شوق در چشمانم حلفه ميزند. وقتي ميبينم كيفهاي پر پول و انواع اسلحه و مهمات را چنان شاهانه به لبنان ميفرستي كه انگار مال پدرت است ، مو بر تنم سيخ ميشود. محمود پاينده عزيز ، آخه لامذهب يك كم سر ديشت را به اين سمت هم بچرخوان. به زودي تو را خواهم ديد ولي تا آنوقت " اي نامه كه ميروي به سويش                    از جانب من ببوس رويش "   (ووووووووووووووع )

سوگلي دربارت " كاترين "

حجت الاسلام ابوالحسن نواب عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز از فعاليت طلاب تندرو ( كه متعلق به بخش خصوصي هستند ) يا همان طلاب سوپر انقلابي ( ادبيات آيت الله رو نگاه " سوپر انقلابي " ) اظهار نگراني كرده و فرموده اند همين افراد هستند كه " ممكن است " نسبت به مراجع معظم تقليد بي احترامي هايي را صورت دهند. ممكن است؟ ممكن است؟ ممكن است حاج آقا؟ يعني تا حالا نكردن ؟ يعني اينا خون منتظري رو تو شيشه نكردن ؟ يعني اينا دهان آقاي صانعي را مورد عنايت قرار ندادند ؟  يعني اينا شيشه خونه آقاي زنجاني رو نياوردن پايين ؟ ( هوي هوي چيكار ميكني؟ قرار نشد اينجا طرف كسي رو بگيري ها... اگه شكايت داري برو دادگاه ، اينجا كه جاي اين حرفا نيست .... " اي بابا حالا ما دلمون پر بود يه چيزي گفتيم ، چرا اينقدر شلوغش ميكني. بعدشم دادگاههاي اينجا كه دادي ازت نميگيرن ، فقط دادت رو بيشتر در ميارن ... "  اوهو آقا رو باش ، اون مَ مَ رو لولو برد ، دادگاه درست كردن در حد تيم ملي ، ميخوان مردم بيان از كشورهاي تحريم كننده شكايت كنن و ازشون پول بستونن و با پولاش سد بسازن و جاده و بيمارستان ، تازه يك دادگاه تشكيل دادن كه غرامت جنگ جهاني دوم رو ميخواد از حلقومشون بكشه بيرون ،‌ چي خيال كردي ... " برو بابا من اصلا با تو حرفي ندارم ،‌ ديوانه سرخوش... "   )

آقاي والمسلمين علي سعيدي فرموده اند در جريان مقابله با فتنه سپاه "دربست" ( من مرده اين ادبيات جاري در مملكتم به قرآن ... ) در خدمت رهبري و همراه ايشان بود. ( اي ناقلاها باز ميخوايين همه كاسه كوزه ها رو بشكنين سر يكي ؟ ... ) ايشان همچنين فرمودند مردم ما طوري هستند كه اگر حقيقت براي آنها روشن شود بطوري كه بدانند يك سانديس از چه موادي تشكيل شده و چه طعمي دارد ديگر سر از پا نميشناسند و با سرعتي بي مثال به صحنه ميآيند.

واويلا ... واويلا... به قرآن من كه ديگه اين يكي رو روم نميشه بنويسم. ( حالا چون ذاتاً آدم پر رويي هستم مينويسم ) كامران دانشجو كه معرف خضورتون هست ؟ ( آره همون بنده خدايي كه تو انتخابات و جريان راي گيري و بله ديگه... " هوي باز شروع كردي؟ " بي خيال ... ) ايشون فرمودند ما به هيچ عنوان ، به هيچ عنوان ( به همين غلظت ... )  در كشور ، فرار مغزها نداريم. ( الله اكبر ... الله اكبر.... حالا اينيكه ما آزادترين كشور دنياييم و اصلا زنداني سياسي نداريم و بعد انتخابات خون از دماغ كسي نيومد و سكينه محمدي محكوم به سنگسار نشد و آمريكا خودش برجهاش رو تركوند و يك دختر 9 ساله با قابلمه انرژي هسته اي توليد كرد و بيكاري ريشه كن شد و مشكل مسكن بي معنا ، باز با سه تريلي نوشابه كوكاي اصل ميشه هضمش كرد ، ولي مرد مومن ما اونقدر مغز فراري داديم كه همين الان ميشه تو امريكا باهاشون بزرگترين كله پزي دنيا رو راه انداخت... د نگو برادر من ، نگو . به قرآن تو حرف نزني كه كسي نميگه لالي ها ... )

وزير دفاع : سامانه موشكي اس 300 بومي را به زودي توليد ميكنيم ( آره... شما به دل نگيريد ، منظورشون همون دارت خودمونه ، فقط يه مقدار مثل اينكه ميخوان تعداد پره هاشو بيشتر كنن تا بيشتر بپره ، آره ... )

خانم فاطمه رجبي گفته در زمان اصلاحات بسترهايي براي براندازي مسلحانه انجام گرفت ... ( فاطي جون ... فاااااااطي جون ... آروم باش عزيزم ، باز تو نشستي به ترميناتور دو رو نگاه كردن ؟ باز اين دخترهاي همسايه دو بار فاطمه كماندو صدات كردن جو گرفتت؟  آروم باش عزيزم ، آروم ... )

افراشته عضو گروه مشاوران جوان رئيس جمهور در مورد آقا رحيم خودمون گفته آقا حالا كه بعد از عمري يه نفر دل به دريا زده و وارد عرصه دشوار نظريه پردازي شده و كمر بر كم كردن روي انيشتين بسته و براي توليد فكر و تبديل آن به يك مدل تلاش ميكند... حالا شما هي بزنين تو سرش. باز كاري ميكنين اينم بزاره بره باز بزنين تو سرتون كه مغزها در حال فرارند ( آقاي دانشجو حواست رو جمع كن كه اگر اين مغز ارزشمند از مملكت فرار كنه ديگه نميتوني انكارش كني ها ... حالا از ما گفتن ... )

حجت الاسلام علي اكبر رشاد عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرموده اند كه حجاج سعي كنند تا با همه مسلمانان هماهنگ  و همراه باشند. تا پايشان به عربستان رسيد محل فروش شيشه هاي ويسكي و آب جو را جستجو نكنند. آقا آمدي زيارت كيف پول هم اتاقيت رو ديگه قاپ نزن . بين صفا و مروه به بقيه دوندگان پالنگي نزن كه خودت زودتر برسي ، آخرش قرار نيست شام بدن. توي طواف خدا رو ديگه دور نزن بابا گوشش بازه. يك بار سرت رو كردي تو حجرالاسود بسه ديگه فكر نكن 200 ساعت سرت رو اون تو نگه داري تو پاچه عقبيا كردي. غار حرا براي عبادت و زيارته ، پيك نيك نيومدي كه با خودت فرش و زغال و جوجه آوردي. زير لباست يك شرت بپوش حداقل. از قبرستان بقي يك مشت خاك تبركي بردار نه يك سنگ قبر. اون ناودون طلا هست ... اون چند صد ساله همونجاست ، از فكرش بيا بيرون برادر من...

حكم قصاص راننده تهراني كه مسافر شيرازي را در مشهد كشت صادر شد. ( حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را ... )

مرتضي تمدن استاندار تهران در اولين مانور تخصص زلزله فرموده اند رئيس جمهور همواره بر قطعيت وقوع زلزله در تهران تاكيد دارد و از آنجايي كه حرف ايشان حجتيست بر با زمينيان و پيشگويي هاي ايشان تاكنون چنان با حقيقت گره خورده كه آبرويي براي داموس الملك و داموس الملكان باقي نگذاشته همچون پيش بيني بالا رفتن قيمت نفت و راي نياوردن اوباما و هزاران هزار پيشگويي ديگر ، بنابراين اگر وقوع زلزله در تهران را به مردم اطلاع رساني نكنيم به آنها خيانت كرده ايم...

 

تركيه فشار آمريكا براي كم كردن تجارت خود با ايران را پس زد. ( تا وقتي كه جيب آقايون روسيه و چين و ونزوئلا و ليبي و سوريه و لبنان و افغانستان و پاكستان و عراق و امارات و اكوادر و قاره آفريقا و برزيل در حال پر شدن بود كه صداتون در نميومد ، حالا كه تازه ما پا گذاشتيم تو ميدون صداتون در اومده ؟ فكر كردين ما تركيم ؟...)

از عليرضا افتخاري در جشنواره شهيد رجايي اصفهان تجليل شد. ( افتخاري جان واقعا كه مايه افتخاري ، من كه به ياد ندارم توي يك سال از كسي اينقدر تجليل شده باشه. دمت گرم. ولي داداش فردايي هم هست. بپا از دماغت در نياد...)

اجراي طرح افتتاح حساب 10 ميليون ريالي براي نوزادان با كسري 8 هزار ميليارد ريالي رو به روست. ( آخه من چي بگم به تو ؟ چكااااااااااااااارت كنم تو رو ؟  نه ... خودت بگو چكارت كنم ؟ آخه برادر من آدم هر خوابي شب ميبينه رو كه نبايد هم فرداش بياد تعريف كنه... اصلا گوش ميكني دارم چي ميگم؟... )

اسپانيايي ها يك مسابقه چرت زدن برگزار كرده اند كه در آن به كسي كه مدت زمان بيشتري چرت بزند جايزه اي نفيس داده ميشود ( باز دل ميگه برو بچ مجلس خبرگان رو بفرستم كَلِشون رو بخوابونن )

سوتي هفته : در برنامه دوقدم مانده به صبح در حالي كه پور حسين مجري برنامه سوالي را مطرح ميكرد ، دكتر ولايتي مشغول تكان دادن دست راست خود بود. اين حركت براي بينندگان تلويزيوني بسيار مايه تعجب بود كه در همين هنگام از روي كت دكتر يك سوسك بزرگ به كف استوديو پريد...

اوپك در صدد است كه قيمت نفت را به بشكه اي 100 دلار برساند و از اين طريق بتواند اعتراض خود را در برابر دلار كه اين روزها ضعيف شده است نشان دهد. دولت محترم هم همسو با اين جريان و جهت پيوستن هر چه بيشتر به جامعه جهاني ، در اقدامي خيرخواهانه در اعتراض به ضعيف تر شدن قشر ضعيف جامعه در صدد است قيمت بنزين را به ليتري 1000 تومان برساند...

محسن رضايي : غرب از انسجام و نفوذ ملت ايران در داخل و خارج شگفت زده شده است . ( حاج آقا خدايي نكرده منظورتون انسجام سبزهاي داخل و خارج ، جهت بر پا كردن راهپيمايي كه نيست؟... )    

آقا هي ميخوام از اين سفر لبنان بكشم بيرون ، نميذارن كه... وزير ارشاد فرموده سفر رئيس جمهور به لبنان به اندازه 5 عمليات نظامي به اسرائيل ضربه زد. ( باز شماها نشستين پاي حساب و كتاب و آمار در آوردين؟ ... تازه اگر اينيم باشه كه شما گفتي ، به اون هزينه 60 عمليات نظاميي كه بخاطر سخنراني هاي بعضي ها رفت تو جيب اسرائيل در... )

احمدي نژاد : برخي روي كلمه ايراني حساسيت نشان ميدهند. ( نه داداش بعضي رو كلمه ايراني كه شما رئيس جمهورش باشي حساسيت نشون ميدن . " اي بي شعور ، باز تو دهن گشادت رو باز كردي؟... نگفتم تو اين وبلاگ از اين حرفا نداريم؟... نگفتم؟... " )

مقايسه درآمد ماهانه معلم ، فوتباليست ، بازيگر ، نماينده مجلس ، خبرنگار و وبلاگ نويس ( معلم 645 هزار تا 20 ميليون تومان در ماه ، بازيكن فوتبال ليگ برتري 33 تا 70 ميليون در ماه ، بازيگر سينما 3 تا 20 ميليون در ماه ، نماينده مجلس يك ميليون درماه ، خبرنگار 350 هزار تا يك ميليون تومان در ماه ، وبلاگ نويس ( به وبلاگ نويس چيزشان را هم نميدهند كه بخورد در ماه... ))

 ماهي گيران مازندران اسير در تور مشكلات ( ماهي اسير در تور ماهي گير ، آب اسير در دهان ماهي ، اكسيژن اسير در آب ، كچل كفتر باز اسير ذره اي اكسيژن براي تنفس...)

به قول چالنگي درود و دو صد بدرود....

  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 14:24  توسط کچل کفتر باز | 

مقدمه

سلام ، از امروز تصميم بر آن داشتيم كه تغييراتي در رويه وبلاگ خويش ايجاد نموده و به جاي گنجاندن اشعار منحوس به اخبار جاري در هر هفته بپردازيم. ( البته بعضي اوقات شعركي هم لايي خواهيم كشيد... ) خوش داريم جمعه هر هفته به وبلاگ شكوهمند ما سري بزنيد و در گزينه نظرات ، فقط از شخصيت و شعور و فهم و كمالات و وجنات و تيپ و برو روي و گفتار و پندار و رفتار نيك ما تعريف و تمجيد به عمل آورده و از زحمات ما كمال تشكر را بنماييد. باشد كه حال كنيم....

اخبار هفته

حضرت آقاي عباس زاده مشكيني مدير كل سياسي وزارت كشور فرموده اند كه فقط يكي از ساختمان هاي حزب اعتماد ملي در تهران پلمب شده كه آن هم بخاطر انجام فعاليتهاي غير حزبي مانند برنامه ريزي جهت بهبود امور مملكتي ، مشورت و تصميم گيري در مورد انتخابات آينده مجلس ، نوشتن بيانيه هاي پياپي ، فعاليتهاي مشكوك سياسي و امثالهم... ميباشد .  وگرنه بقيه دفاتر كه مشغول فروش باقالي ، انجام خدمات نظافتي ، كاريابي ، ساماندهي به كودكان خياباني ، معامله ملك و زمين ، خريد خودروهاي فرسوده ، برگزاري جشن هاي عروسي و امثالهم هستند كماكان به فعاليت خود بدون هيچ مزاحمتي ادامه ميدهند.

اخبار رسيده از مجلس بسيار بسيار محترم شوراي اسلامي حاكي از آن است كه عده اي از نمايندگان كه قصد داشتند در ارتباط با چند موضوع سوالي را از جناب حاج سيد دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور محترم تر از مجلس ، مطرح كنند به علت كم سوادي و عدم توان پاسخ گويي به سوالات احتمالي رئيس جمهور كه در پاسخ به سوالاتشان از آنها خواهد شد ، از تصميم خود منصرف گشته و تصميم گرفته اند كه بجاي آن در كلاسهاي پر فيض حاج آقاي قرائتي شركت كرده و سطح سواد خود را بالا ببرند

هاشمي رفسنجاني ( آيت الله نگفتم چون اين روزها ديگه تو روزنامه ها و اخبار آيت اللهش رو طبيعي كردن ،‌ما هم مجبوريم همرنگ جماعت بشيم ديگه وگرنه تختمون ميكنن و باز ممكنه باهامون مبل بسازن و باز يكي بياد بشينه رومون و خدايي نكرده غم بادي ذخيره در دل داشته باشه و بخواد دلش رو از غم خالي كنه و خفمون كنه و .... خلاصه ولللش بي خيال آيت الله ) فرمودند كه عليرغم آن كه نظر من بر صحت وقف دانشگاه آزاد بود اما با اطمينان خاطر ، فتواي رهبري را با كمال افتخار ميپذيرم ( ياد رفيقمون افتاديم كه ميگفت حيف ... حيف ... حيف كه باهات طبيعي نيستم وگرنه بهت ميگفتم مادر(بوق ) ، خواهر ( بوق ) .... )

محمد رضا خاتمي برادر روحاني هميشه خندان وطن نامه اي را به حضرت آيت الله العظمي جناب آقاي سيد حسن نصرالله روحاني هميشه ناخندان و رفيق جون جوني محمود خان  زده اند و از ايشان خواسته اند كه سفارش ايشان را خدمت آقا محمود بفرمايند و پايي در ميان ايشان و حاج محمود آقا گذاشته تا بلكه دست از سر كچل اين زنداني هاي از خدا بي خبر منافق برداشته و بگذارند به كنار زن و بچه هايشان برگردند    ( حالا كارت به جايي رسيده كه از مملكت ما ، به رفيق عزيز تر از جان ما نامه ميزني كه گوشهاي ما را دراز كند پدرسوخته ... بدهيم از لنگي روي سرت آويزانت كنند پدرسوخته ... بدهيم ماهواره اميد را تا ته توي حلقت فرو كنند پدرسوخته ... بدهيم دم عبايت را به دور برد ترين موشكمان ببندند و شوتت كنند پدرسوخته...  )

آقاي احمد توكلي كه گويا جايشان بسيار بسيار نرم است خواستار اين شده اند كه رئيس جمهور ماهي يك بار براي پاسخ به سوالات البت پيش پا افتاده به مجلس بيايند. آخه مرد مومن با اين همه كار مهم مثل امضا كردن چكهاي كمك به ممالك تنگدست دنيا ، تصويب جابجايي ايستگاه اتوبوس شهري در هيئت دولت ، ضرب و تقسيم يارانه ها و پخش مستقيم آن در بين فقرا ، بازديد از مناطق محروم كه اين روزها كل ايران رو در بر گرفته ، بيل و كلنگ زني هاي متمادي پروژه هاي ملي ، تحقيق و ساخت انواع موشك شخصا ، يافتن استعدادهاي گمنامي كه با ماهيتابه و دوتا قابلمه انرژي هسته اي توليد ميكنند  و هزاران هزار گرفتاري ديگه كه در كنار اون ميتوان خواندن شبانه روزي درس جهت گرفتن مدرك دكترا از دانشگاه لبنان را هم اضافه نمود ،   مگه سيد بيكاره كه ماهي يك بار بياد ديدن تو ؟  حاجي رو دارن مردم ها....

حميد آقاي بهبهاني وزير محترم راه و ترابري رو به محمد رضا رحيمي معاون اول محمود جون كرد و گفت : هوووووي عمو ... چيه سرت رو مثل ( بوق ) انداختي پايين و همينطور كلنگ ميكوبي به زمين ؟ مگه نميبيني پول نداريم . هنوز كلي از بزرگراه هاي لبنان و ونزوئلا و كومور و ليبي و سودان و افغانستان و پاكستان و عراق و چين و .... مونده نتونستيم تمومش كنيم ، تو هم خوشت آمده ها ... ( كه حضار هم بابت اين ادبيات نمكين وزير محترم راه كلي وي را مورد تشويق و عنايت خويش قرار دادند )

  آقا خبر رسيده كه سعد حريري براي سفر به ايران آماده ميشود ( هي گفتم هر خوردني پس دادن داره داداش ، نخور اينقدر ، بي شعور بي جنبه فرصت نداد هضمش كني... )

اوه اوه اوه داشت يادم ميرفت ، راستي اين هفته آسمون كشورمون بد آبي شده ها ( الان به حالت تمسخر به قرمزها خنديديم )

باز مجلس به اين خودرو سازها نامه زد كه كيفيت خودرو هاشون رو ببرن بالا ، اي بابا حالا نامه ميزنيد دمتون گرم ولي حداقل بدين نامه رو يه آدم باسواد بنويسه كه به جاي كيفيت هي اشتباهي ننويسه قيمت...

بله ... قائم مقام بانك مركزي هم فرمودند كه ميزان افزايش اجاره بها در تهران فقط معادل 5 درصد است حالا اگه با 3 درصد ماليات صاحبخانه و 3 درصد ماليات مستاجر و 3 درصد ماليات بنگاه و 3 درصد ماليات حق چايي آور بنگاه به 17 درصد رسيده كه ديگه مشكل ما نيست... ( اي قربون اين آمارهاي شما برررررررم من )

آقا شنيده شده سفارت سوئد در تهران براي صدور ويزا از ايرانيان ميخواهد كه نظر خود را در مورد اسرائيل بيان كنند و اگر كسي نظر مخالفي داشته باشد نميتواند به آن كشور عزيمت كند. آخه برادر من اينم شرطه گذاشتي ، يهو بگو نميخوام ويزا بدم ديگه ، اين كه  چوب دو سر سوزه  عزيز من. كسي اگه بگه مرگ بر اسرائيل كه ويزا نميدين بهش ، كسي هم كه ويزا بگيره معلومه گفته زنده باد اسرائيل و وقت برگشتن چوب هفت سر تو .... ميكنن ، آخه اينم شد كار؟

شركت آيفون يك نرم افزاري طراحي كرده كه با گرفتن عكس از چهره ، ميزان زشتي چهره شخص را در يك دامنه 1 تا 10 تعيين ميكند. البته اين شركت براي آزمايش يكي از اعداد دامنه اين برنامه به مشكل خورده و كسي رو نتونسته پيدا كنه كه اين برنامه با ديدنش عدد 10 را نشان بدهد. براي همين دست به دامان ايران شده . حالا تو ايران كي رو ديده كه ميتونه عدد 10 رو هم نشون بده ، ما كه نميدونيم ( ولي عاقلان دانند )

يه خبر بگم كه تا سياه خالدونتون بسوزه؟ بگم ؟ بگم ؟ آها خودتون خواستين ها ، باشه ، احمد نجيد المرزوقي سفير نميدونم كشور يا شهر يا روستاي كومور در تهران گفته رئيس جمهوري اين كشور براي تاسيس سفارت در ايران و بخاطر اين حال عظيمي كه به ملت ايران داده و با تاسيس سفارت در ايران مقدمات سرافرازي و شكوه ملت ايران را در جهان فراهم كرده هزينه هاي زيادي پرداخت كرده و مزاياي زيادي را از دست داده است. وي همچنين پيشنهاد كرده كه اگر چه خليج فارس نام واقعي و درست درياي جنوب ايران است ، اما بهتر است جهت مصلحت ممالك اسلامي آن را خليج اسلامي بناميم. ( اي خواهر و مادر ... ببين كارمون به كجا رسيده )

آقا خبر رسيده سيد محمود در سفر اخير خود به لبنان هر كاري كردن پشت تريبون ضد گلوله نرفت كه نرفت. ايشان مدعي شد كه داراي سرعت عمل بسيار بالاييست و مي تواند گلوله ها را يكي پس از ديگري جاخالي داده و حتي با كمي تمركز ميتواند يكي دوتا از آنها را با ضربه هد به سمت شليك كنندگان برگرداند. همچنين در لحظه سخنراني محمود خان دو جنگنده صهيونيستي به منظور ايجاد رعب در دل ، شير دل آقا محمود در آسمان لبنان به پرواز درآمدند كه رئيس جمهور با بي توجهي و مقتدرانه همچون شيري غران به سخنراني خود ادامه داد و گفته شده به صورت كاملا رمزي شصت خود را نيز حواله آنها نموده است و باعث سرخوردگي و كنفت شدن دو جنگنده گشته كه اين اقدام رئيس جمهوري به حق ايران باعث حال كردن دوچندان برادران و خواهران لبناني از ملت ايران گشته است . ( حالا برادران لبناني رو كه ولش ، ولي الهي... الهي ... الهي قربون اون خواهران محجبه لبناني بررررررم من...  ( كي بود؟ كي بود همچين حرفي زد؟... بي ادب... تو اين وبلاگ از اين حرفها نداريم ها... ))

آقا يه خبر ديگه از لبنان ، سيد دكتر شد ؟ نه بابا سيدمون دكتر بود كه . جناب سعد حريري به افتخار حضور سيد محمود يك ضيافت بسيار بسيار با شكوه نهار ترتيب داد و همه ملت رو دعوت كرد غير خود احمدي نژاد ... جالب بود نه؟

مردم لبنان بشنويد و شاد باشيد ، مسرور و بر خود و كشورتان بباليد كه از اين پس با طرحي كه دكتر محمود احمدي نژاد ، ناجي عالم بشريت ( اسپايدرمن 2 ) براي رفع بحران هاي داخلي در لبنان به سعد حريري ارائه كرده ، از اين پس كشوري آرام ،‌متمدن ، دموكرات ، آزاد ، بدون زنداني سياسي ، بدون خشونت دولتي ، بدون ديكتاتوري و زورگويي ، بدون نماينده خدا ، بدون يارانه نقدي ، بدون انتخابات فرمايشي و بدون ... همچون كشور اسلامي ايران خواهيد داشت.

گفته شده سخنراني محمود خان احمدي نژاد در لبنان باعث خشم شديد نتانياهو گشته و چنان فشاري را بر ايشان وارد كرده كه ناخودآگاه و بدون دست داشتن اراده در آن ، بادي بسيار بسيار بد بو با سرعتي معادل 427 كيلومتر بر ساعت از وجود مبارك خارج شده است . خبرها حاكي از آن است كه اين باد به سمت ايران در حركت بوده و لحظه به لحظه هم بر سرعت و بوي آن افزوده ميشود كه اين خبر باعث شده كه از آن روز حاج محمود بطور پياپي با عربستان سعودي تماس حاصل كرده و از ملك عبدالله پادشاه عربستان التماس دعاي فراوان داشته باشد.

مهدي خزعلي هم به اتهام تبليغ عليه نظام آنهم در شبكه فاسد فارسي 1 و آنهم با صداي هوس انگيز جسيكا  دستگير شد ( پسر خزعلي با بدان بنشست        عبا و امامه پدرش گم شد)

يك خبر تكان دهنده " روسيه موشكهاي اس 300 را به جاي ايران به ونزوئلا ميفروشد " ( اي بابا همچين گفتي تكان دهنده كه زرد كرديم . گفتيم چي شده حالا . آقا جيب ما و رفيق چاوز نداره كه ، حالا يه چند ميليارد دلاري ميذاريم روش و از ونزوئلا ميخريمشون ، فوق فوقش بنزين رو ميكنيم ليتري 2000 تومان كه جبران بشه و فشاري هم روي خزانه رعيت نياورده باشيم. چه قصه ها خوردي... )

يك مقام مسئول كه به علت حفظ آبروي بر باد رفته اش اسمش را نميگوييم با نصب دوربين مخفي در زير ميز بسياري از آقايان مشاهده كرده است كه اكثر آقايان كمكهاي نقدي اي كه جهت كمك به خانواده هاي مستمند ( البته به فرمان و اجازه امام راحل ) به آنها داده ميشود را از زير ميز ميگيرند. ايشان پس از اتمام مطالعات و تحقيقات فراوان خود مقاله اي با نام " بالاي ميز پائين ميز" ارائه كرد كه در آن به ارتباط بين كمك هاي خيرخواهانه در زير ميز و امضاء هاي  جاودانه در روي ميز پرداخته است. وي پس از انتشار اين مقاله با سرعت 100 كيلومتر بر ساعت از محل انتشار گريخته و بنا بر گزارشهاي رسيده هم اكنون در زير يكي از همان ميزهاي مورد بررسي پنهان گشته است .

وزير ارتباطات : طراحي موتورهاي جست و جو گر ايراني آغاز شد ( جوابيه كچل پس از كشيدن شيشكي : تو چيتوز موتوري هم نميتوني توليد كني ...)

بالاخره پس از بحث و جدال فراوان در هيئت دولت محترم تصميم بر آن شد كه اولين كارخانه هواپيما سازي ايران در مشهد مقدس احداث شود تا شايد امام رضا با توجه به نفوذي  كه در درگاه الهي دارد بتواند جان اين مسافران بخت برگشته را نگه دارد وگرنه كه ...

هوگو چاوز كه گويي اين روزها به سيگاري بازي تير تبديل گشته به تازگي و در سفر اخير خود به كهكشان راه شيري از ايران براي حل مشكل مسكن در ونزوئلا درخواست كمك كرد.

و حالا چند خبر كوتاه  

كاهش سهام پژو فرانسه پس از تهديد رحيمي ( متن تهديد رحيمي : بچوسوم باد ببرت يررره ... )

وزير كار : براي ايجاد يك ميليون و صد هزار شغل از برنامه جلوتر هستيم ( دانشجوها و سربازها و زنان خانه دار رو كه گفتن شاغلن ، فكر كنم برنامه بعدي شاغل اعلام كردن گدايان و كودكان و زنان حامله و الافان و زوربگيران و دستمال كشان و خا.. به دستان و  ننجون آقاي كروبي باشه كه اين همه از برنامه جلو افتادن )

افزايش 82 درصدي برداشت دولت از حساب ذخيره ارزي ( چيه ؟ چرا چپ چپ نگاه ميكني ؟ روتو اونور كن ، بچه پر رو ...)

صادرات غير نفتي كشور 23 درصد افزايش يافته است ( ها... چيه؟... چرا روتو اونور كردي؟ ... ما رو نگاه كن )

دوچرخه بدون فرمان ساخته شد ( يك يا ابوالفضل ميگي ميري ديگه... )

فيلم خسرو معصومي هم قرباني سياست شد و كالا برگ روغن هم اعلام شد و ما هم خسته شديم و اخبارمون هم تموم شد و دستمونم درد نكنه

تا هفته اي ديگر درود و دو صد بدرود...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 15:6  توسط کچل کفتر باز | 
تقدیم به یگانه عدالت خواه گیتی به مناسبت سالگرد انتخاب به حقش! ( به حقش؟ )

 

                      

                                         آب حيات

آب حيات است پدر سوخته                               حب نبات است پدرسوخته

وه چه سيه چرده و شيرين لب است                  چون شكلات است پدرسوخته

آب شود گر به دهانش بري                               توت هرات است پدرسوخته

مي نرسد جز به فرومايگان                               خمس و زكات است پدرسوخته

سخت بود ره به دلش يافتن                              حصن كلات است پدرسوخته

تنگ دهان ، موي ميان ، دل سياه                       عين دوات است پدرسوخته

با همه ناراستي و بد دلي                                خوش حركات است پدرسوخته

قافيه هرچند غلط مي شود                               باب لواط است پدرسوخته

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 0:15  توسط کچل کفتر باز | 

                                            

حجاب

نقاب دارد و دل را به جلوه آب كند

نعوذ بالله اگر جلوه بي نقاب كند

فقيه شهر به رفع حجاب مايل نيست

چرا كه هر چه كند حيله در حجاب كند

چو نيست ظاهر قرآن به وفق خواهش او

رود به باطن و تفسير ناصواب كند

از او دليل نباشد سوال كرد كه گرگ

به هر دليل كه شد بره را مجاب كند

كس اين معما پرسيد و من ندانستم

هر آنكه حل كند آنرا به من صواب كند

به غير ملت ايران كدام جانور است

كه جفت خود ناديده انتخاب كند ؟

نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است

كجاست دست حقيقت كه فتح باب كند

بلي نقاب بود كه اين گروه مفتي را

به نصف مردم ما مالك الرقاب كند

به زهد گربه شبيه است زهد حضرت شيخ

نه بلكه گربه تشبيه به آن جناب كند

اگر ز آب دست گربه كمي تر گردد

بسي تكاند و بر خشكيش شتاب كند

ولي چو چشم حريصش فتد به ماهي حوض

ز سينه تا به دم ،‌خود را درون آب كند

ز من مترس كه خانم ترا خطاب كنم

از او بترس كه همشيره ات خطاب كند

به حيرتم ز كه اسرار هيپنوتيسم آموخت

فقيه شهر كه بيدار را به خواب كند

به اعتدال از اين پرده ها رهايي نيست

مگر مساعدتي دست انقلاب كند

ز هم بدرد ابرهاي تيره شب

وثاق و كوچه پر از ماه و آفتاب كند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 22:58  توسط کچل کفتر باز | 

افاضاتي از شيخ ابول

 

زن كه شد اهل تئاتر و سينما

نانجيب است و خراب و بي حيا

شغل خود را اين زن از روي حساب

توي تاريكي نموده انتخاب

تا كه دور از چشم خلق اجتماع

هي بده بر كارگردان ها جماع

اينطرف با كارلوپونتي خوشه

آلفرد هيچكاكو اونور ميكشه

اينطرف مفتون استيو مك كوئين

اونطرف مشغول چارلي چاپلين

زن اگر با اين مطالب زنده است

خواهر من هم كه باشد جنده است

شيخ ابول سربسته ميگويد سخن

چونكه حرمت مي نهد بر مرد و زن

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 2:36  توسط کچل کفتر باز | 

آخ ایران ( ای ایران سابق )

ای ایران ای مرز پر کتک

ای خاکت سرچشمه ی اتک

دور از تو اخلاق الی الابد

پاینده مانی تو با لگد

ای .....

دشمن ار تو پاره آجری من دیلمم

جان من ببین چه جوری سفت و محکمم

مهر تو چون        شد رهبرم

شخصا شدم            الله کرم

در راه تو کی ارزشی داره قانون ما

پاینده باد احمدی جون ما

 

پی نوشت : اتک قافیه انگلیسی به معنی حمله . ATTACK

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 23:44  توسط کچل کفتر باز | 

(( اهل ايرانم ))

اهل ايرانم

كا رو بارم چيست؟

سالهاست بيكارم

همسري دارم ، سرطان دارد

يازده بچه ، دو تايش معلول

خانه ام در حلبي آباد است

قسط و قرض كرده مرا ديوانه

ته جيبم شپشي ميخُسبد

خوش به آنم، كه جايش گرم است

در شبانه روز از بهر غذا

تكه ناني دارم

كاسه آبي دارم

ميزنم نان در كاسه آب

شكر يزدان

كاسه ام پر آب است

فرش زيرم زيلوست

رختخواب همگي مان يه پتوست

يادگاري از آن خدمت سربازي من

اهل ايرانم

خوشه من يك نيست

خوشه سه دارم

...

..

.

 

                                                                                   كچل كفترباز

                                                                                  بهمن 1388

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 18:47  توسط کچل کفتر باز | 

سلام بر دوستان سبز انديش ، سبز سيما ، سبز پوش ، سبز نگر ، سبزينه ، سبزي فروش و ... كليه همرنگهاي عزيز

من نه كچلم ( البته به نظر خودم ) نه كفتر باز ، ولي مثل كفتر بازها از ديدن آزادي لذت ميبرم و از قديم هم به كسي كه زيادي به آزادي فكر ميكرده ميگفتن : مثل اينه سرت رو تنت سنگيني ميكنه؟ منم واسه اينكه سرم سبكتر بشه و بتونم بيشتر به آزادي فكر كنم خوب سرم رو سبك كردم و شدم كچل كفترباز

سعي ميكنم هفته يه شعر بزارم

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 22:24  توسط کچل کفتر باز | 

(( تنبه ))

روزي مشتي هاشم سبزي فروش

رفته بودش دستشويي ، گلاب به روش

تا كه خود را بكند او تخليه

از نهار ظهرش و از بقيه

تا كه حاصل را بديد در خاتمه

با تعجب گفتش اوووه چه همه

حال كه اينقدر خوراك من كم است

از كجا او اين همه آورده است

ديد در اعماق او ذرات ماش

بود مقدار كمي كشمش باهاش

گفت من كه خورده ام كشمش پلو

اين كه باشد حاصلي از ماش پلو

نكند انگل نشسته در درون

نكند وارد شده در گوشت و خون

نكند جان تو را غارت كند

نكند بزند و ناكارت كند

مشتي هاشم آه غمناكي كشيد

پا شد و شلوار خود بالا كشيد

مشتي هاشم رفته بودش توي شُك

ميكشيد از كون سيگار پك به پك

ناگهان فكري به ذهن او رسيد

تا بگويد او به حاجي ريش سفيد

بلكه حاجي چاره اي پيشه كند

از براي دردش انديشه كند

بي امان و بي قرار و بي درنگ

رفت رسيدش پيش حاجي ريش قشنگ

گفت حاجي بشنو اين درد مرا

لمس كن اين جثه سرد مرا

طاقتم را تاب كرده اين عذاب

آن گرفته روز و شب از چشم خواب

تا كه ديدم رنگ از رويم پريد

دان در اين وادي كسي چون من نريد

حاجي از زير هزاران ريش و پشم

كرد نگاهش از سر اندوه و خشم

گفت مشتي مي گساري ميكني؟

كين چنين مستانه زاري ميكني ؟

كو بيا بنشين كمي آرام باش

درد خود گو تا دهم درمان بجاش

مشتي هاشم اندكي آرام گشت

نظري انداخت بر آن ريش و پشم

رو به حاجي كرد و گفت اي پير دير

تو بيا در حق من كن كار خير

من بخوردم ظهر نهار كشمش پلو

مثل هر روز ، يه قاشق عقب ، جلو

تا كه رفتم مستراح خالي كنم

ديدم حاصلش شده يك توالت از ماش پلو

تو بگو چه بر سر من آمده

چه بلاييست كه نازل آمده

چه نگون بختي گرفته است مرا

چه عذابي منتظر مانده مرا

تو بگو من به كجا شكوه كنم

به شما يا به خدا شكوه كنم

حاجي تا اين سخنان را بشنيد

همچو شيري بر سر مشتي غريد

كه اي تبهكار چه ميگويي تو؟

ز كجا و از كه مي گويي تو؟

ميخواهي از چه كسي شكوه كني؟

از چه كس پيش چه كس ناله كني؟

برده اي از ياد تو آيين خدا

گشته اي از دين مصطفي جدا

ميكني در كار خالق تو دخول؟

تو رو چه به اين مسائل اي فضول

تو نمي داني خداوند جابر است؟

بر همه كار و همه كس قادر است

تو چرا شك كرده اي در كار او؟

در همه پيشامد و رفتار او

تو بكردي شك در عدل خدا

اين چنين خواهي شوي تو كد خدا؟

گر شده كشمش تو بدل به ماش

از اراده خدا غافل مباش

تو بترس از خشم آن پروردگار

كه تو را آني كند خاشاك و خار

گر كني اين مطلب رو جايي بيان

كرده اي تو دشمني با او عيان

حاجي رو كرد به سوي نوكرش

كه شبانه روز هستش در برش

ناگهان دادي بزد چون خرس پير

كه بيا اين ابله خر را بگير

با لگد پرتش كن از خانه برون

و دگر راهش مده در اندرون

مشتي خوردش يك ، دوتا پس گردني

تا نكند اينچنين گوه خوردني

مشتي از خشم برافراشته شد

همچو ميني در زمين كاشته شد

از زمين برداشت يك دو قلوه سنگ

زد توي شيشه حاجي ريش قشنگ

ناگهان حاجي اومد رو پشت بام

گفت برو مشتي نشو اينقدر تو خام

گوش كن تو حرف اين اهل كتاب

اين كه مي گويم هست فصل الخطاب

گر دهي بر اين مسائل همچو گير

هست سر و كار تو با باتوم و تير

مشتي هاشم ذره اي آرام گشت

از نهيب حرف آن مرد پلشت

گفت اين ظلم تو از يادم نرفت

بر زبان الله اكبر گفت و رفت

                                                           

                                                                    كچل كفتر باز           

                                                        خرداد  1388

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 22:23  توسط کچل کفتر باز |